ثبت نام

زندگی جدید ، شروعی تازه

ali-moharram

مدتهاست که دیگه نمی نویسم، قدیما افکارم تو قلم و کاغذ پیاده میشد اما مدتهاست که سعی میکنم زندگی رو از جنبه های دیگری ببینم

امشب حال عجیبی بود، به چند تا از اهدافم رسیدم، اهداف ریزی که اول سال تعیین کرده بودم، ولی انگار بعد از مدتها (شاید ماه های زیاد) یذره حالم از حالت نرمال خارج شد، نمیتونم بگم دپ شدم ولی توپه توپ هم نبودم!!!

دیگه مثل قدیم رقص قلمم روی کاغذ دیدنی نیست

زمانهای عاشقی خیلی خوب میرقصید، هر روز متن های بلند و پست های اینستا، اما الان مدتهاست نه پستی هست و نه چک شدنی و یجورایی اصلا مهم هم نیست

دارم به سمتی میرم که کلا هیچی اونقدرا مهم نیست

از دید عاشقی، وقتی به این حال میرسی و طرفت رو آزاد میزاری تازه میفهمی که هزاران برابر گذشته دوستش داری ولی بدون وابستگی، چه کنارت باشه چه نباشه حالت خوبه و این آزادی چقدر زیباست

کسی که منو میشناسه میفهمه که این نوشته رژه افکار افسار گسیختست تو میدون صبحگاه خیال

و صد البته که هیچکسی منو درست نمیشناسه و حتی هیچکسی از زندگیم سر در نیاورده و سر در نمیاره و این قدرت عظیمیه که خدا بهم داده و مایه آرامشمه، این که همه موارد زندگیم بین خودم و خداست و در قالب استوری های اینستا و… با خلق خدا به اشتراک گذاشته نمیشه

این توحید چیه؟

کلا کافیه یذره به خدا فکر کنم و راجع بش بنویسم، حالم توپه توپ میشه

و الان از ۱ دقیقه قبل بهترم!!!

در آینده ای نزدیک خیلی چیزا عوض میشه، و این عوض شدن فقط با کلمه معجزه برای خیلی از افراد معنی میگیره

منتظر معجزاتی هستم که خودم سعی در ایجادشون دارم

خدایا دوست دارم، دارم سعی میکنم فقط خودتو ببینم و وابسته خودت باشم، پس کمکم کن که به سمت توحیدی بودن در حرکت باشم

ترسی از آینده ندارم

هیچ ترسی از هیچ اتفاقی ندارم

نه دلار ۲۰ تومنی و نه جدا شدن از بدنه ی اجتماع

دستام تو دستای خداست

 

باید پارو نزد وا داد / باید دل رو به دریا داد / خودش میبردت هرجا دلش خواست / هرجا که برد بدون ساحل همونجاست

 

هیچوقت آرزوی مرگ نداشتم و همیشه خوشحال و سرزنده با کوهی از امید در فکر آینده ای روشن بودم و هستم اما گاهی دوست دارم از بعد جسمانیم خلاص بشم و پرواز کنم

برای همین دوباره میخوام یکارایی بکنم، یه تجربه متفاوت از پرواز (رازی که فقط چند نفر ازش باخبرن)

 

احتمالا در آینده نهال و حنا و رها از خوندن این متن ها هنگ میکنن که من عجب افکاری قاطی پاتیی داشتم در جوانی

نهال و حنا و رها کین؟ بمون تو خماریش…

 

 

دارم رو یه بسته آموزشی کار میکنم در حیطه روابط

بچه هایی هستن که اعلام آمادگی کردن برای کمک و ایده پردازی، باید کم کم شروعش کنم و به نتیجه برسونمش، فعلا فقط کانال تلگرامش راه اندازی شده و چند تا پست آماده شده. کم کم دوره رو آماده میکنم، امیدوارم چند وقت دیگه اتفاقی این متن رو بخونم و از خدا سپاسگزاری کنم برای اینکه ایدم عملی شده و علاوه بر حل مشکلات خیلی ها به درآمد رسیده

 

نوشته هام در گذشته حول محور موضوعی خاص میچرخید و تا آخر متن در حیطه همون موضوع جلو میرفت

اما علارقم حال خوبم امشب متنی که نوشتم پریشونی گردان افکارم رو به نمایش گذاشت

 

عکس پست مربوط به محرم ۹۷ ، گرچه که من هیچ اعتقادی به عزاداری و گریه ندارم (چه برای ائمه چه از دست دادن عزیزان و…) و امسال فقط چند ساعت رفتم هیئت که اونم دلایل دیگه ای داشت و این موضوع اصلا ربطی به اعتقادات درست به خدا و ائمه نداره و کلا به خودم مربوطه

نذر داشتم هر سال برای سلامتی و خوشبختی اون مخاطب خاص گذشته و رفیق صمیمی حال حاضر علامت بلند کنم، اما امسال اصلا درک نمیکردم عزاداری و علامت بلند کردن و اینجور کارها رو و به نظرم خیلی خنده دار میومد این کارها!!! به جاش مبلغی رو با همون نیت بخشیدم و صدها برابر حس خوبی گرفتم و فکر میکنم خدا هم خیلی بیشتر خوشش اومد

 

وااای چقدر افکارم قاطی پاتیه

 

مرسی از خواهر مهربون و عزیزم نوشین که گفت با خدا حرف بزنم تا آروم بشم، یجورایی بهم الهام شد که بعد از مدتها بنویسم

حالم خوبه

خدایا شکرت

دستتو رو شونم حس میکنم، و وقتی کنارمی (همیشه) من قدرتمند ترین فرد روی کره زمینم

خدایا شکرت

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معرفی

علی حیدری هستم. یکی از اعضای تیم طراحی و توسعه ماهدیس وب، سالهاست که پا به دنیای وب و طراحی گذاشتم و خیلی خوشحالم که به لطف خدا و کمک دوستان تونستیم یک تیم عالی و منسجم تشکیل بدیم تا روز به روز فعالیتمون رو در دنیای وب بیشتر کنیم. این وبسایت هم مکانی برای خالی کردن افکار ، عقاید و خط خطی های ذهنی منه.

پرداخت ایمن